|
زندگی زیباست ای زیبا پسند زیده اندیشان به زیبایی رسند
انقدر زیباست این بی بازگشت کز برایش می توان از جان گذشت
+ نوشته شده در نوزدهم آذر ۱۳۹۱ساعت 21:42  توسط سیدمحمدحسن
|
بلخاب بر هر دلی درخشد مهر و فای بلخاب پیچیدهاست هرجا، شور و نوای بلخاب آب زلال آنجا، حکم طبیب دارد بنگر که تا چه حداست لطف و صفای بلخاب در فصل غنچه و گل، چون بالهای طاووس خود را کند نمایان، گلبوتههای بلخاب سرسبز و با طراوت، زیباییاش به غایت به به چه چشمههایی، در جای جای بلخاب چارمغز و سیب و توتش، یا سنجد و زردآلو از یادها رود کی؟ این میوههای بلخاب با هرکجا بسنجی، بلخاب بهترین است چه پاک و باصفا آن، شام و صبای بلخاب در هرکجای میهن، گسترده انقلابش یارب بلند بادا این اعتلای بلخاب پیروزی نهایی زانجا نصیب کشور این افتخار زیبا دایم برای بلخاب یک مدت مدیدی بوده پناه و مأمن از بهر شخصیتها ملک و فضای بلخاب از هر کجای کشور، هجرت نموده آنجا مشغول زندگانی در اتکای بلخاب آنان که خوب دانند، قدرش زدیده و دل تاحدی مینمایند، خود را فدای بلخاب این قلعهی ولایت تسخیر ناپذیراست همچون دژ نظامی، ارض و سرای بلخاب هرگوشهاش هویدا، آثار باستانی دارد همه حکایت از ماجرای بلخاب بودند عالمانی با فضل و با کرامت تاریخ بس بلندش، عزت نمای بلخاب در درهی مزارش سید علی درخشد چون نوح ناجی ما، آن ناخدای بلخاب اوصاف آن بلند ازاین واژههای شعراست چشمان هر مسافر، تا ماورای بلخاب میخواهد افتخاری از نزد خالق خویش باشد نگاهبان و دارد هوای بلخاب منبع:نشریه بلخاب
+ نوشته شده در سوم تیر ۱۳۹۰ساعت 17:15  توسط سیدمحمدحسن
|
بر هر دلی درخشد مهر و فای بلخاب پیچیدهاست هرجا، شور و نوای بلخاب آب زلال آنجا، حکم طبیب دارد بنگر که تا چه حداست لطف و صفای بلخاب در فصل غنچه و گل، چون بالهای طاووس خود را کند نمایان، گلبوتههای بلخاب سرسبز و با طراوت، زیباییاش به غایت به به چه چشمههایی، در جای جای بلخاب چارمغز و سیب و توتش، یا سنجد و زردآلو از یادها رود کی؟ این میوههای بلخاب با هرکجا بسنجی، بلخاب بهترین است چه پاک و باصفا آن، شام و صبای بلخاب در هرکجای میهن، گسترده انقلابش یارب بلند بادا این اعتلای بلخاب پیروزی نهایی زانجا نصیب کشور این افتخار زیبا دایم برای بلخاب یک مدت مدیدی بوده پناه و مأمن از بهر شخصیتها ملک و فضای بلخاب از هر کجای کشور، هجرت نموده آنجا مشغول زندگانی در اتکای بلخاب آنان که خوب دانند، قدرش زدیده و دل تاحدی مینمایند، خود را فدای بلخاب این قلعهی ولایت تسخیر ناپذیراست همچون دژ نظامی، ارض و سرای بلخاب هرگوشهاش هویدا، آثار باستانی دارد همه حکایت از ماجرای بلخاب بودند عالمانی با فضل و با کرامت تاریخ بس بلندش، عزت نمای بلخاب در درهی مزارش سید علی درخشد چون نوح ناجی ما، آن ناخدای بلخاب اوصاف آن بلند ازاین واژههای شعراست چشمان هر مسافر، تا ماورای بلخاب میخواهد افتخاری از نزد خالق خویش باشد نگاهبان و دارد هوای بلخاب بااحضار تشکری فراوان از جناب محترم حاجی زاده بلخابی که این شعرویرایش و گزینش نمودن
+ نوشته شده در یازدهم اسفند ۱۳۸۹ساعت 9:12  توسط سیدمحمدحسن
|
گفتمش : دل می خری ؟ برسید چند؟ گفتمش : دل مال تو، تنها بخند ! خنده کرد و دل زدستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته بود دل ز دستش روی خاک افتاده بود جای بایش روی دل جا مانده بود.
+ نوشته شده در هشتم اسفند ۱۳۸۹ساعت 15:51  توسط سیدمحمدحسن
|
با عرض سلام و خسته نباشی خدمت همه دوستان و محبان اهل بیت (ع) مدیریت وبلاگ بلخاب زیبا به نماینده از تمام مردم شریف بلخاب و افغانستان این عید بزرگ شیعیان را به همه شیعیان جهان از صمیم قلب تبریک گفته و برای همه آرزو موفقیت مینمائیم. ای غدیر خم که هستی روز بیعت با امام علی دیدم علی در خواب و دیدم علی را کی شناید یک منافق علی جانم علی عشقم علی احساس ذکر علی دوای هردرد و رنج و غم خودم
+ نوشته شده در سوم آذر ۱۳۸۹ساعت 10:30  توسط سیدمحمدحسن
|
دو چیز را همیشه فراموش كن: خوبی كه به كسی می كنی بدی كه كسی به تو می كند همیشه به یاد داشته باش: اگر در مجلسی وارد شدی زبانت را نگه دار اگر در سفره ای نشستی شكمت را نگه دار اگر در خانه ای وارد شدی چشمانت را نگه دار اگر در نماز ایستادی دلت را نگه دار دنیا دو روز است: یك روز با تو و یك روز علیه تو روزی كه با توست مغرور مشو و روزی كه علیه توست مایوس نشو چرا كه هر دو پایان پذیرند آموختن را بکار ببند: به چشمانت بیاموز كه هر كسی ارزش نگاه ندارد به دستانت بیاموز كه هر گلی ارزش چیدن ندارد به دلت بیاموز كه هر عشقی ارزش پرورش ندارد سه چیز را از هم جدا كن:
+ نوشته شده در نهم آبان ۱۳۸۹ساعت 9:28  توسط سیدمحمدحسن
|
خداوندا! قسم بر اخترانت به حق حرمت پیغمبرانت به راز غنچه نشکفته در باغ به درد لاله بنشسته با داغ به پاکی زلال چشمه ساران به عمر کوته یک قطره باران به صیدی مانده از ره در کویری جدال سرنوشتی با اسیری به عشقی بی مراد و بی سرانجام به خون آغشتگان دشت بی نام خداوندا
+ نوشته شده در بیست و سوم شهریور ۱۳۸۹ساعت 16:35  توسط سیدمحمدحسن
|
خبر آمد خبر آمد خبری در راه است سرخوش از آن دل که از آن آگاه است شاید این جمعه بیائد شاید پرده از چهر بگشاید شاید دست افشان پای کوبان میروم بر در سلطان خوبان میروم میروم بادیگرمستم کند بی سر بی پاه وبی دستم کند می رویم که از خویشتن بی خود شوم ادامه دارد....
+ نوشته شده در یازدهم مرداد ۱۳۸۹ساعت 10:28  توسط سیدمحمدحسن
|
مادر ای بهترین هدیه و نعمت هستی روزت مبارک باد مدیریت وبلاگ بلخاب زیبا ولادت با سعادت حضرت زهراي مرضيه(س) مادرو آموزگارزینب و روز مادر یکی از دوستان از من پرسان کرد که میخواهم بهترین هدیه را به مادرم بخرم که لیاقت محبت های اورا داشته باشید من نگاهی به او کردم و گفتم بنظرمن خداوند چنین هدیه ای را تا بحال درست نکرده هست که لیاقت محبت های مادر را داشته باشدفقط یک شاخه گل و به او از صمیم قلب بگوئید مادرجان دوستت دارم عاشقتم بدون تو نمی توانم زنده گی کنم به او خدمت کنید و احترام زیاد نسبت به او داشته باشید و به سخن های او گوش بدهید.آری این بهترین هدیه هست.
به مادرم گفتم عاشق هستم اما افسوس نتوانستم که عاشقش باشم
این هم چند شعرتقدیم به تمام مادران جهان و مادرانی که فرزندان خود را در راه اسلام هدیه کردند اى گوهر روزگار، مادر آرامش بى قرار، مادر بر دفتر جاودانِ هستى منظومه ماندگار، مادر در فصل خزان سینه من بوى خوش نوبهار، مادر لب تشنه رحمت تو هستم بارانىِ من ببار! مادر شب تا به سحر به ذکر بیدار پیوسته در انتظار، مادر پیشانى روشنت ببوسم یا جان بکنم نثار، مادر؟ سعیده خلیل نژاد / دامغان
+ نوشته شده در بیست و سوم خرداد ۱۳۸۹ساعت 18:34  توسط سیدمحمدحسن
|
+ نوشته شده در هشتم فروردین ۱۳۸۹ساعت 9:40  توسط سیدمحمدحسن
ميداني چرا خدا به همــــه دو تا دست داده, دو تا پا , دو تا چشم داده , اما فقط يک دانه قلــــــــب داده؟ براي اين که بگردي , آن يک دانه دیگر ش را پيدا کنی
از عشق یعنی کوچک کردن دنیابه اندازه یک نفر یابزرگ کردن یه نفربه اندازه دنیا
+ نوشته شده در ششم بهمن ۱۳۸۸ساعت 8:44  توسط سیدمحمدحسن
|
گنه کردم گناهی پر ز لذت ادامه مطلب
+ نوشته شده در بیست و هفتم دی ۱۳۸۸ساعت 16:26  توسط سیدمحمدحسن
|
جان فدا کردن براي دوست چندان کار مشکل نيست،پيدا کردن دوستي که ارزش جان فدا کردن را داشته باشد مشکل است
+ نوشته شده در هفدهم دی ۱۳۸۸ساعت 11:52  توسط سیدمحمدحسن
|
زندگی را دوست دارم نه در قفس. عشق را دوست دارم نه در هوس. تو را دوست دارم تا آخرین نفس. اگه يک روز فهميدی که دل هزار نفر برات تنگ شده ، بدون اوليش منم! اگه يک روز فهميدی که دل صد نفر برات تنگ شده، بدون اوليش منم! اگه يک روز فهميدی دل ده نفر برات تنگ شده ، بدون اوليش منم! اگه يک روز فهميدی که يک نفر دلش برات تنگ شده، بدون اون منم! اگه يک روز فهميدی که کسی دلش برات تنگ نشده، بدون من مُردم
+ نوشته شده در چهاردهم دی ۱۳۸۸ساعت 21:47  توسط سیدمحمدحسن
|
شبی ازسوزدل گفتم قلم را قلم گفتا روبیچاره عاشق
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سیزدهم دی ۱۳۸۸ساعت 18:8  توسط سیدمحمدحسن
|
+ نوشته شده در هفتم دی ۱۳۸۸ساعت 21:50  توسط سیدمحمدحسن
|
|
|